کد خبر: ۵۶
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۶:۰۸
مرحوم شهرام محمدي با فداکاري خود جان ده‌ها نفر از کارگران پتروشيمي مارون را نجات داد و از ايجاد خسارات فراوان مالي جلوگيري کرد

مهدخت قویدل،قرار است درباره فداکاري شهرام محمدي مطلبي بنويسم.

اولين جايي که سر ميزنم سايت پتروشيمي مارون است که اين کارگر فداکار جانش را همانجا از دست داد تا همکارانش و مجموعه اقتصادي آسيب نبينند. نه در صفحه اصلي سايت مارون و نه در قسمت اخبار، هيچ جا اثري از حادثه يا ذکر نامي از اين کارگر فداکار نيست.

پتروشيمي مارون به همين زودي شهرام را فراموش کرد و پاداش از خودگذشتگي اين کارگر 34 ساله را داد. انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده و همه چيز مثل قبل است. ترس از پايين رفتن قيمت سهام مارون و پاسخ دادن به سهامداران احتمالا دليل اين رفتار پرسش برانگيز است.

در يکي از سايتهاي بورسي زير عکس محمدي در بيمارستان که تنش توي باندهاي سوختگي پيچيده شده و خبر مرگش را هم داده‌‌اند، کامنتها خواندني است.

واکنش تعدادي از کاربران به مرگ کارگر فداکار پتروشيمي اين است: «حالا بهترين زمان براي خريد سهام شرکت است!» قرار است اين گزارش درباره فداکاري يک انسان براي نجات جان ديگران باشد. انساني نيمي سياوش، نيمي ابراهيم که به تعبير سيد علي صالحي شاعر، آنقدر بزرگ بود که بهشت به استقبالش آمد.

روابط عمومي مارون از آتش سوزي معمولي خبر داد

نبودن خبر مرگ ناجي پتروشيمي مارون بر روي سايت اين شرکت براي آن هايي که پيگير اين حادثه بودند احتمالاً چندان هم تعجب برانگيز نيست.

مسئولان پتروشيمي مارون از لحظه وقوع حادثه تمام تلاش شان را کردند تا اين خبر رسانه‌‌اي نشود؛ اما پخش خبر در يکي از بخشهاي پربيننده اخبار يکي ازرسانههاي فارسي زبان خارج از ايران همه تلاشهاي اين شرکت را براي مخفي کاري نقش برآب کرد.

ساعت 15:40 دقيقه بعد از ظهرروز سه شنبه، نهم تيرماه 94، انفجاري در واحد پلي اتيلن پتروشيمي مارون رخ داد.

انفجاري که يک روز بعد اسفنديار صلاحت پور، مدير روابط عمومي اين شرکت، آن را براي رسانهها اينگونه توصيف کرد: خسارت هايي به قسمتي از تجهيزات پتروشيمي مارون از جمله يک دستگاه جرثقيل و کابلهاي برق وارد شده است. متاسفانه اين اتفاق منجر به سوختگي سر و صورت يک نفر از کارکنان اين شرکت شده و امور مربوط به درمان فرد آسيب ديده در حال انجام است.

انکار مارون و مردي که براي نجات ديگران در آتش سوخت

پاسخ مدير روابط عمومي مارون طوري بيان شد که گويا يک آتش سوزي معمولي رخ داده و هيچ اتفاق خاصي نيفتاده است. اما بعد از پخش اين خبر از سوي بي بي سي فارسي، روايت ديگري از حادثه مطرح شد که در اين چند روز سعي شده بود تا از ديد رسانهها و مردم مخفي شود. «در حادثه آتشسوزي در پتروشيمي مارون، يک کارگر با از خود گذشتگي جان صدها نفر را نجات داد.» کارگر مجروح در واقع جوان فداکاري بود که براي نجات جان ديگران از زندگياش گذشته بود.

با اين حال روابط عمومي شرکت همچنان اصرار داشت که فداکاري شهرام محمدي براي بستن شير فقط يک داستان است و براي تهييج خوانندگان در رسانهها مطرح شده است.

وزير کار از حماسه کارگر فداکار خبر داد

خبر دست به دست در شبکههاي اجتماعي ميگشت. اطلاع رساني اوليه روابط عمومي شرکت طوري انجام شده بود که عده‌‌اي از مردم فکر ميکردند کارگر مذکور خودسوزي کرده يا در يک سانحه دچار آسيب شده؛ اما کم کم همه چيز روشن شد. انتشار گزارش وزارت کار در مورد دليل آتش سوزي هم تاييد کرد که شهرام محمدي براي نجات جان ديگران خودش را به خطر انداخته و در نهايت منجر به مرگ وي شد. پتروشيمي مارون در روزهاي اول حادثه موضوع فداکاري شهرام محمدي در اين حادثه را داستان سرايي از سوي رسانهها عنوان کرده بود.

22 تيرماه و بعد از مرگ شهرام، وزير کار و رفاه اجتماعي در پيام تسليتي اقدام فداکارانه شهرام را از جنس حماسه هايي خواند که در دوران دفاع مقدس خلق شده بود.

اقدامي سرشار از ارزشها و زيباييهاي انساني، اجتماعي و اخلاقي، اقدامي بدون دروغ، نيرنگ و ريا و... ربيعي خطاب به فرزندان محمدي گفته بود: نام پدر شما به عنوان يک کارگر فداکار مانند داستان دهقان فداکار در خاطره جمعي اين کشور هميشه زنده خواهد ماند.

پتروشيمي مارون مسئول حادثه شناخته شد

اما دليل حادثه چه بود؟ به دليل وجود تلفات جاني در حادثه آتش سوزي، بخش بازرسي اداره کار استان خوزستان موظف به ازائه گزارشي تکميلي در مورد دليل مرگ شد.

هوشمند صفايي، مديرکل اداره کار خوزستان، در گزارشي تکميلي حادثه، شهرام محمدي را نمونه کارگران ايثارگر صنعت نفت و گاز و پتروشيمي خواند که با از جان گذشتگي توانست زندگي عده زيادي را نجات دهد.

بر اساس اين گزارش «وجود گاز هگزان در درون لولههاي خط در دست تعمير» عامل حادثه پتروشيمي مارون شناخته شد. طبق اين گزارش، پتروشيمي مارون مسئول حادثه شناخته شده و بايد پاسخگو باشد.

مديرکل اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعي استان خوزستان در توضيح دليل وقوع حادثه گفت: در زمان حادثه پرسنل تعميرات براي تعمير اين خط مشغول به کار بودند در حالي که به اين اکيپ اعلام نشده بود که خط تحت فشار است. در نتيجه گاز از لولهها فوران ميکند و انفجار روي ميدهد.

به گفته وي، عامل بروز انفجار گاز نيز يک دستگاه جرثقيل پارک شده در نزديکي محل حادثه بود. در زمان اين حادثه موتور جرثقيل روشن بود اما راننده همراه ديگر افراد حاضر در منطقه از محل حادثه فرار کرده بود.

به گفته اين مقام مسئول گزارش نهايي وزارت کار به قوه قضائيه ارسال ميشود و دادگاه درباره ديه و بازنشستگي آن مرحوم تصميم خواهد گرفت.

صفايي گفته بود: در اين حادثه احتمال داشت انفجار گاز هگزان نه تنها اين پتروشيمي، بلکه مناطق و کارخانههاي اطراف را به آتش بکشاند و عده زيادي آسيب ببينند اما آن مرحوم با از جان گذشتگي به محل برگشت و محل نشت گاز را بست که در همان زمان انفجار روي داد.

وي همچنين درباره علت مخفي ماندن اين خبر تا چند روز پس از حادثه از چشم رسانهها نيز گفت: حادثه 9 تير ماه اتفاق افتاد و در آن زمان مرحوم شهرام محمدي مصدوم شده بودند اما چون مصدوميت ايشان منجر به فوت شد بايد يک گزارش تکميلي آماده ميکرديم که تهيه اين گزارش تاکنون به درازا کشيد.

به جاي فرار، «ماند» تا مانع انفجار شود

يکي از کارشناسان HSE شرکت مارون حادثه را اينگونه تشريح کرده است. گروهي از کارگران در واحد HD مشغول تعميرات بودند. سيستم هشدار دهنده به صدا در ميآيد و کارگران متوجه نشستي ميشوند. طبق دستورالعمل به سرعت محل را تخليه ميکنند.

شهرام محمدي با 13 سال سابقه کار به جاي فرار کردن با فرياد از همکارانش ميخواهد از محل دور شوند.

به سراغ شير اصلي ميرود و آن را ميبندد تا مانع انفجاري بزرگ شود. بعد از بستن شير اصلي، ناگهان شير نشت کرده و منفجر ميشود و آتش او را ميسوزاند. کارگران ميگويند اگر شهرام شير اصلي را نبسته بود انفجاري بزرگ در انتظار پتروشيمي مارون بود. انفجاري که معلوم نبود چند نفر را به کام مرگ ميفرستد و چقدر خسارت مالي به بار ميآورد. در زمان وقوع حادثه، 1400 کارگر پتروشيمي سر کار بودند.

نشان لياقت کشوري به شهرام اهدا شود

شهرام که هنوز به هوش است براي درمان به بيمارستان شرکت نفت اهواز برده ميشود. سوختگي 50 درصدي باعث ميشود تا مديران شرکت تصميم بگيرند او را براي درمان به تهران بفرستند. زماني که بيمارستان بود از بين مقامات تنها محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با حضور در بيمارستان شهيد چمران تهران، از وي عيادت کرده و از شجاعت و فداکارياش تقدير ميکند. رضايي از مسئولان صنعت نفت و پتروشيمي کشور ميخواهد ضمن رسيدگي به وضع اين کارگر فداکار، ازاقدام او به عنوان نمونه‌‌اي از ايثارگريهاي فعالان اين صنعت، تجليل کنند.

وي به علت شدت سوختگي و آسيبهاي وارده به اندامهاي داخلي ده روز بعد فوت ميکند. شهرام محمدي، متولد شهر ايذه، چهار فرزند کوچکتر از هشت سال داشت. کوچکترين فرزندش سه ماه پيش از مرگ وي به دنيا آمد.

جسدش را به اهواز ميآورند و 21 تير ماه در زادگاهش در روستاي کولفرح شهرستان ايذه به به خاک ميسپارند.

هزاران نفر از مردم از شهرهاي مختلف استانهاي خوزستان، چهارمحال بختياري، اصفهان و لرستان خود را به محل برگزاري اين مراسم رسانده بودند تا او را تشييع کنند. «همچنين در اين مراسم پيامهاي تسليت آيتالله جزايري نماينده وليفقيه در استان خوزستان، محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، علي ربيعي وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي و بيژن نامدار زنگنه وزير نفت درباره رشادت اين کارگر فداکار قرائت شد که در اين ميان پيام وزير کار که گفته بود نام شهرام محمدي به عنوان «کارگر فداکار» هميشه زنده خواهد ماند، با استقبال گسترده جمعيت داغدار روبهرو شد.»

عليرضا محجوب، رئيس فراکسيون کارگري مجلس هم بعد از فوت وي، با بيان اينکه مرحوم شهرام محمدي با فداکاري خود جان دهها نفر از کارگران پتروشيمي مارون را نجات داد و از ايجاد خسارات فراوان مالي جلوگيري کرد، گفته بود: به پاس فداکاريهاي محمدي بايد به او نشان لياقت کشوري داد.

همان روز فوت، به پيشنهاد تعدادي از روزنامه نگاران حوزه انرژي قرار ميشود کمپيني براي تغيير نام پتروشيمي مارون به اسم شهرام محمدي تشکيل شود.

يکي از اعضاي شوراي شهر اهواز هم پيشنهاد ميدهد که به پاس فداکاري اين کارگرنام پتروشيمي مارون به اسم وي تغيير کند. البته اين پيشنهاد از سوي شرکت مورد استقبال قرارنگرفت. دليل اين عدم استقبال، نگراني از ضربه خوردن به برند شرکت عنوان شده است.

البته مسئولان پتروشيمي مارون با همان ديد سود و زيان سهامداري هم که به مرگ شهرام نگاه کنند، حالا حالاها بدهکار اين کارگر فداکار هستند.

شايد وقتش رسيده که مسئولان اين شرکت به جاي ناديده گرفتن خبر مرگ اين کارگر 34 ساله، حداقل در جمع خودشان به اين سئوال پاسخ دهند که اگر محمدي نبود حالا مارون و برند آن چه سرنوشتي پيدا ميکردند؟ تا همين چند روز قبل فکر ميکرديم دهقان فداکار يک داستان تکرار نشدني است. شهرام محمدي اين تصور را به هم ريخت. دهقان فداکار ديگر فقط توي کتابها يا خاطره‌‌اي دور از واقعيتي قديمي نيست.

سيّد علي صالحي، شاعر برجسته کشور، اين شعر را براي شهرام محمدي، کارگر فداکار صنعت نفت جنوب سروده است:

نيمي ابراهيم و نيمي سياوش؛

چنان عليه آتش دوزخ قيام کرد

که بهشت به استقبال او آمد

همه اشکهاي من نثار تو باد،

فرزند بيهمتاي بختياري.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: