کد خبر: ۶۰
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۸

سيدرضا ميرزاده:

يکم

محيط تعاملي مردم خوزستان به ويژه مديران، مردم و بالعکس بيش از حد ملتهب و چالشي است بخشي از اين شرايط ريشه فرهنگي دارد، بخشي ريشه طبيعت و آب و هوا، بخشي آثار به جا مانده از شرايط سخت و دشوار تهاجم رژيم بعث عراق.

با اين حال به اعتقاد من مي شود با اخلاق خوب، محبت و برادري، هم نوع دوستي، تقويت وجدان کاري اين فضا را تعديل کرد، علارغم درک واقعيت هاي ناشي از محروميت هاي موجود انتظارات و مقدورات تناسب ندارد.

البته نمي توان ضعف مديريت را در تشديد انتظارات ناديده گرفت.

دوم

دومين نکته مهم در استان خوزستان تنزل جايگاه مديران در سطوح مختلف است. براي مثال کدام يک از بزرگان خوزستاني مقيم مرکز حاضر است مسؤليت استانداري خوزستان را بپذيرد؟ و به همين ترتيب ساير جايگاه هاي مديريتي استان و شهرستان را؟ به نظر مي رسد آنها که شايستگي و توانمندي کافي دارند سطح توقعشان از مسؤليت بسيار بالا رفته است و به همين دليل معمولاً به خير الموجودين اکتفا مي شود اگر چه اين موضوع عموميت ندارد اما يک واقعيت است.

سوم

نکته سوم ورود بيش از حد ساير قوا به ويژه مقننه در وظايف و قوه مجريه است.

يک نماينده مجلس بيش از آنکه دغدغة وضع قانون خوب داشته باشد بيش از آنکه دغدغة اصلاح يک قانون بد داشته باشد و بيش از آنکه دغدغة نظارت بر اجراي صحيح قانون داشته باشد سرگرم به آب و نان مردم و به عزل و نصب مديران استان خود است.

ادامه اين روند گاهي سيستم مديريتي استان را زمين گير مي کند به ويژه آنجا که اختلاف نظرها نيز به اين شرايط بد اضافه مي شود.

محدود شدن به حوزه وظايف قانوني از سوي هر مقامي مي تواند روند خدمت گذاري را تسهيل نمايد.

چهارم

چهارمين نکته نظام برنامه ريزي و بودجه بندي است که پيامدهاي آن دامن استان هايي مثل خوزستان را مي گيرد.

نظام برنامه ريزي و بودجه بندي بيش از آنکه ضرورت و اولويت محور باشد سازمان محور است.

هر 5 سال و به تبع آن هر سال سازمان هاي متعددي براي دريافت بودجه برنامه مي دهند. صرف نظر از ضرورت و اولويت گويي اگر برنامه ندهند بيکار مي مانند (که ..... همين طور است) گر چه ممکن است هر سازماني برنامه هاي 5 ساله يا سالانه خود را اولويت بندي کند اما اين اولويت بندي با نيازهاي اساسي مردم ممکن است تطبيق نداشته باشد.

بودجه سال 92 استان خوزستان يکصد ميليارد تومان است (صرفاً مثال است، عدد واقعي نيست) اين مبلغ بين تمام سازمان ها متناسب با برنامه آنها توزيع مي شود. فرض بر اين است که در پايان سال تمام بودجه جذب شده، طرح ها نيز اجرا مي شود. وقتي طرح ها را با نياز هاي اساسي مردم مقايسه مي کنيم درصدي از نياز اساسي مردم برآورده نمي شود. چرا چون بودجه بر اساس اولويت برنامه هاي سازماني توزيع شده است و نه بر اساس اولويت بندي نياز مردم.

روشن تر بگويم شهر آبادان به خدمات کافي در همه ابعاد نياز دارد اما آب براي او حياتي است با مرگ و زندگي در ارتباط است. رضايت مردم به حل مشکل تأمين آب آشاميدني وابسته است.

اگر حل اين مشکل 10 سال طول بکشد مسؤلين در پاسخ به اين درخواست، چه دليلي مي آورند؟ بودجه کافي تأمين نمي شود چرا؟ چون مجموع بودجه اي که براي يک سال به آبادان تعلق مي گيرد بين اولويت هاي سازماني تقسيم مي شود و نه تمرکز بر نياز حياتي يعني آب آشاميدني. اين مثال براي شهر مسجد سليمان و موضوع هواي آلوده آن مصداق دارد.توجيه اين است (نمي شود يک خدمت را فداي خدمت ديگر کرد) مديران بايد به اين نتيجه برسند گاهي لازم است چند خدمت فداي يک خدمت شوند چون آن يک خدمت حياتي است. مثال عيني تر اسفالت در روستا نياز مردم است اما برق براي آنها حياتي است پس تمرکز خدمت به برق رساني داده شود.

پنجم

خوزستان نيازمند روحيه جهادي است، محال است با حال و هواي تکنوکراتي اين استان مملو از از سرمايه هاي طبيعي و انساني به جايگاه اصلي خود برسد چرا؟

چون سرعت توسعه اگر قابل قبول نباشد اصطحلاک خدمات انجام شده مديران را مجبور به عقب گرد مي کند. هر عقب گرد براي بازسازي يک خدمت انجام شده به مثابه از دست رفتن يک فرصت طلايي براي سرعت بخشيدن به روند توسعه است ، مي گويند هزاران هکتار زمين ناب بلا استفاده مانده است. احياي آنها استان را که نه کشور را احيا مي کند، اگر حقيقت دارد چرا شاهد چنين وضعي هستيم؟

همه عوامل، منحصر به بودجه و اعتبار نيست. درصد قابل توجهي به باور، اعتقاد ، ايمان و کار و تلاش بستگي دارد. روحيه جهادي بايد بيش از پيش به مديران و به ويژه بدنه کارشناسي تزريق شود .

امروز سرمايه هاي انساني فراواني در استان بيکارند که يک دوره طولاني جهاد در عرصه دفاع مقدس را در حافظه، روح و جان خود دارند اينها را بايد در عرصه خدمت گذاري جهادي بسيج کرد ، منحصر کردن مديريت و هدايت امور در اتاق هاي اداري يا کار ما را به جايي نمي برد و يا با کندي فراواني و هزينه گزاف .

ششم

ششمين نکته؛ سياسي کردن جايگاه مديران ارشد استان است.

استاندار، معاونين، مديران کل، فرمانداران، رؤساي ادارات اگر فرد يا افراد شايسته را به نظام تصميم گيري پيشنهاد کند ارزنده است اما اگر تحميل کند خسارت بار است.چرا بايد يک فرد بي تجربه به صرف ارتباط با يک مقام صاحب نفوذ در رأس يک دستگاه قرار گرفته و يا مسؤليت حساسي را تقبل کند؟ بهتر نيست اين گونه افراد ابتدا براي چند سال در کنار افراد با تجربه قرار گرفته بعد از اينکه به بلوغ فکري از حيث کار اجرايي، مديريتي، هدايت، رهبري، تصميم گيري و به شرايط قابل قبول رسيدند.ارتقاء يابند؟ آيا در استان خوزستان ما شاهد چنين روند معقول منطقي هستيم؟ اگر پاسخ منفي است بايد بدانيم اين روش يکي از عوامل اصلي کندي توسعه و پيشرفت در استان محسوب مي شود.

هفتم

خدا را شکر جنگ تحميلي با همه بدي هايش و با همه خساراتش نعمت هاي فراواني به همراه داشت. نعمت بزرگ وفاداري و اقدام در پاسداري از تماميت ارضي ايران اسلامي. جنگ تحميلي فرصتي طلايي براي هر اقدام تجزيه طلبانه به حساب مي آمد اما هزاران شهيد عرب، لر، بختياري، شوشتري، دزفولي، بهبهاني و ... آن هم در کنار يکديگر و در يک جبهه واحد نتيجه نعمت بزرگ وفاداريبود.

مردم شريف خوزستان بايد بدانند (که مي دانند) دامن زدن به مرزبندي هاي قومي قطعاً مانع از رشد و توسعه استان خواهد شد.

همه بايد بدانيم تقوا، شايستگي، وجدان کاري، عشق به خدمت گذاري بايد در رأس تصميم گيري هاي خرد و کلان قرار گيرد.

حوزه فرهنگ و هنر به معني اعم مسؤليت سنگيني در اين مورد بر عهده دارد.

هشتم

مي گويند خوزستان يکي از سياسي ترين استان هاي کشور است من چون فرزند خوزستانم و سال ها در سخت ترين شرايط سياسي استان مسئوليت هايي عهده داشته ام اين نظر را قبول دارم اما سياسي بودن بد است يا خوب؟

کدام سياست روند توسعه در استان را کند و کدام سياست به روند توسعه استان شتاب مي بخشد؟

سياسي کاري، کشمکش هاي سياسي افراطي، مطلق گرايي، تلاش براي تشديد اختلافات با توجيه کار سياسي بزرگ نمايي نارسايي ها براي جلب افکار عمومي ، ناديده گرفتن خدمات با هدف دسترسي به موفقيت سياسي و دشمن تراشي هاي داخلي قطعاً روند توسعه در استان را با مشکل مواجه خواهد کرد و در عوض برخورداري از ظرفيت کافي در حوزه سياسي براي تحمل منتقد، شناسايي وجوه مشترک و پاي بندي به آنها امکان توليد فرصت براي خدمت گذاري را افزايش مي دهد.

در پايان با کمک کارشناسان حوزه هاي مختلف فرصت ها و تهديد هاي استان در عرصه هاي گوناگون را جمع بندي کرده ام تا در صورت لزوم و در حد ضرورت ارائه دهم.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: