کد خبر: ۶۱
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۲۲

مسعود راستی:در اواسط سال 57 در يکي از راه پيمايي ها که مسير حرکت از خيابان باغ شيخ به خيابان نادري ختم مي شد، وقتي مأموران راه را سد کردند و جمعيت متوقف شد، به دعوت يکي از روحانيون همه نشستند و به سخنان او که از بلندگوي دستي پخش مي شد گوش فرا دادند. از جمله سخنان وي در توصيف آزادي اين بود که: «آزادي يگانه چيزيست که همه مدعي خواستن و رعايت آن هستند، حتي رژيم استبدادي فعلي هم مي گويد ما به ملت آزادي هاي بسياري داده ايم».

حکايت اين روزهاي مملکت ما هم بي شباهت به آن سخن نيست.

از وقتي آقاي دکتر روحاني با شعار اعتدال به پيروزي رسيد ، همه طرف هاي در گير در عرصه سياست خود را معتدل و مشي خود را اعتدالي مي دانند. کسي هم نگفت قبلاً چه بوده و چه کرده است. اينان اگر مدعي اعتدال هستند بايد از عملکرد گذشته خود دفاع کرده مدعي باشند که حرف تازه اي در ميان نيست.

اين ترفند نشان مي دهد که بهره ايشان از اعتدال و اصول محل تأمل است.

روش و منش اينان محافظه کاريست و غلط انداز خود را اصول گرا ناميده اند، چه، مباني و اصول شناخته شده انقلاب اسلامي که با بنيان گذار نظام آغاز شده است فرسنگ ها با آنچه ايشان بدان اشتهار دارند، فاصله دارد.

به عنوان مثال فرمان هشت ماده اي امام (ره) از جمله مباني روش اجتماعي و سياسي ايشان بود که کاملاً نشأت گرفته از منش اعتدالي است و تأکيد بر همين منشور توسط مقام رهبري به همان سبک و سياق نشان مي دهد که اعتدال چگونه فراموش شد و چه کرده اند «پيروان خط امام و رهبري».

حضرت امام (ره) از عوام گرايي به دور بود و مايل نبود نامش در صدر اخبار رسانه ها بويژه صدا و سيما باشد و علناً به مسئولين آن رسانه فرمودند که صدر اخبار بايد از آن کارگران و کشاورزان باشد. هنگامي که ضياءالحق رئيس جمهور فقيد پاکستان در بازديد از ايران بسر مي برد و همزمان در برخي مجامع وي را ضياءالناحق ناميدند «همانگونه که حسني مبارک را نامبارک خواندند» تشر زد که ايشان ميهمان شماست و از اين کار نهي فرمود.

از شوراي نگهبان به جد حمايت مي کرد اما در اختلاف ميان وزارت کشور و شوراي نگهبان براي تأييد انتخابات ، با تعيين حکم طرف وزارت کشور را گرفت و فقهاي منصوب خود را وانهاد. حمايت ايشان از موسوي نخست وزير دوره جنگ زبانزد همه بود اما اين امر مانع از آن نشد که به نحوه استعفاي او اعتراض نمايد.

حضرت ايشان در عين محبوبيتي که در قلوب مردم داشت مخالف جدي ترويج کيش شخصيت پرستي بود و به دفعات در مرآ و منظر عموم اين را نشان داد ، در حاليکه بعداً مخالفت با هاشمي مخالفت با پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم دانسته شد و بعدتر اطاعت از احمدي نژاد را هم سنگ اطاعت از خداي تبارک و تعالي دانستند.

خوب است جبهه متحد و يکدست اصول گرا عملکرد هشت ساله خود را با محک امام بسنجند تا معلوم شود اصول کدامست و اعتدال چيست.

در آن رياض که طوبي نمود سايه به خلق

چه جاي غمزه بيد و کرشمه هاي گياست

اعتدال روشي است براي زندگي و تدبير آن و حق را بايد از خلال آن جستجو کرد. قرآن کريم در آيه 29 از سوره اسراء مي فرمايد: «دستت را به گردنت زنجير مکن و بسيار هم گشاده دستي منما تا ملامت شده و حسرت زده برجاي ماني» . و اين جز ميانه روي در زندگي چيزي نيست ، چنانکه در آيه 67 از سوره فرقان مي فرمايد : «و کساني اند که چون انفاق کنند نه ولخرجي مي کنند و نه تنگ مي گيرند و ميان اين دو حد وسط را بر مي گزينند» و مقتصد بودن ـ که امروزه هم به همين معنا ادراک مي شود ـ را در آيه 32 از سوره لقمان به نشانه اعتدال معرفي مي نمايد: «و چون موجي گوه آسا آنان را فراگيرد خدا را بخوانند و اعتقاد خود را براي او خالص گردانند و چون نجاتشان داد و به خشکي رساند برخي از آنان ميانه رو ( مقتصد) هستند و نشانه هاي ما را جز هر خائن ناسپاسگزاري انکار نمي نمايد؛ «و نيز در آيه 32 از سوره فاطر به همين معنا آمده است: «اين کتاب را به آن بندگان خود که برگزيده بوديم به ميراث داديم پس برخي از آنان بر خود ستم کارند و برخي از ايشان ميانه رو (مقتصد) و برخي در کارهاي نيک به فرمان خدا پيشگامند و اين خود توفيق بزرگيست».

حکيم بزرگ طوس گويد:

ميانه گزيني بماني به جاي خردمند خوانند و پاکيزه راي

چنين نيست که هرکسي آن کند که خود ميداند آنگاه به مقتضاي شرايط بگويد اعتدال را قبول دارم. با اين حساب نان به نرخ روزخور ها بدانند که تاکنون مشي آنها غير از اعتدال بوده است و مردم فهيم و حماسه ساز ايران بخوبي اعتدال گرايان را مي شناسد:

در چين نه همه حريربافند گه حله گهي حصير بافند

در هرچه از اعتدال ياريست انجامش آن به سازگاريست

اگر اعتدال در ميان بود موج خروج نخبگان و غيرآن از کشور فزوني نمي يافت و امکانات موجود منصفانه در اختيار همه قرار مي گرفت. ايران تعلق به همه ايرانيان دارد و شنيدن اخبار مرگ و مير و ضرب و جرح پناهجويان ايراني در استراليا ـ که حسب شنيده ها برخي نيزاز همشهريان خوزستاني ما بوده اند ـ نه تنها موجب تأثر و تأسف که موجب سرافکندگي نيز مي شود.

سکوت مسئولين در اين باره چيزي را عوض يا حل نمي کند. به گفته شمس الواعظين در اين چند سال 420 روزنامه نگار تحصيل کرده و علوم ارتباطات خوانده در دانشگاه هاي ايران راه مهاجرت در پيش گرفته و نه به کار گل که رقيب همتايان ايراني خود شده اند.

اگر اعتدال در ميان بود از هشت هزار و سيصد نهاد مدني تأسيس شده تا قبل از دولت مهرورز ، هفت هزار آن منحل يا توقيف نمي شد.

ديگر روزگار دولت بزرگ گذشته است و بزرگي و اقتدار براي تأمين امنيت و آزادي مردم و حفظ استقلال کشورست نه اينکه کارفرماي بزرگي به نام دولت همه چيز را ببلعد و اگر خواست خصوصي سازي کند لقمه هاي کوجک ـ بخوانيد شرکت هاي ضرر ده ـ را به عنوان سهام عدالت به مردم بدهد و لقمه هاي بزرگ را به نهادهاي شبه دولتي.

اگر اعتدال در ميان بود محيط زيست به بهانه توسعه و ايجاد اشتغال نابود نمي شد، چنانکه حق آبه درياچه اروميه را به بهانه افزايش توليد کشاورزي کاستند.

اگر اعتدال در ميان بود روند توسعه کشور صورتي متوازن و پايدار بخود مي گرفت و مناطق محروم و عقب مانده بخاطر جنگ مثل خوزستان جايگاه واقعي خود را متناسب با منابعي که از آنجا برداشت مي شود در نقشه توسعه پيدا مي کرد. اگر اعتدال در ميان بود به همه چيز از دريچه تنگ سياست ايدئولوژيک نگاه نمي شد چنانکه با تنگ نظري و جمود صنعت گردشگري به ورطه فراموشي رفت و گردشگران ايراني بخاطر شنيدن نواي موسيقي ثروت خود را به کشورهاي همسايه هديه کردند ، در حاليکه برگزاري يک کنسرت ساده و معمولي در داخل دچار چه قبض و بسط هايي است.

اگر اعتدال در ميان بود هرچيزي سر جاي خودش قرار مي گرفت و «الاهم في الاهم» در همه شؤون رعايت مي شد نه آنکه «گشت ارشاد» در رأس سلسله مراتب نهي از منکر قرار بگيرد و «فقر و فساد و تبعيض» در رده آخر.

وقتي اعتدال در ميان نيست مردم براي پيدا کردن ضامن معتبر و گرفتن يک وام مختصر به هردري مي زنند اما ميلياردها تومان وام با حمايت آشکار بعضي در اختيار کساني قرار مي گيرد که معلوم نيست چه وقت آنرا پس بدهند و آن وقت مقام مسئول در نظام بانکي آمار بدهد : معوقات بانکي مربوط به چند نفر خاص است!

اگر اعتدال در ميان باشد جمعه ها روز ترس از خدا و مجال هدايت و عفو و رحمت است نه افشاندن تخم کين و دشمني و بد زباني، روز پر از تناقض: دعوت به تقوا سپس پراکندن فجور . گويي بي تقصيرند که: «فالهمها فجورها و تقويها».

وقتي اعتدال در ميان نيست کار فرهنگ به دست سرهنگ مي افتد و مي شود آنچه شده است: اقبال روزافزون مردم به رسانه هاي ماهواره اي به حدي که محتواي آنان دستمايه طنز بي هدف برنامه سازان رسانه ملي مي شود.

وقتي با توليد معدود و استثنايي برنامه هاي پر محتوا مي توان ميليون ها نفر را پاي رسانه ملي نشاند ـ و اين کار شده است ـ اين دهن کجي بزرگ به مخاطب داخلي چيست که قيم مآبانه حتي در پخش مستقيم مسابقات ورزشي به جاي او تصميم مي گيرند: لطفاً اين صحنه را نبينيد! رعايت اعتدال يعني وقتي اعتراض متحجرين به پخش سريال پاييز صحرا به بنيان گذار انقلاب اسلامي منتقل گرديد، فرمودند: «آقايان اگر مشکل دارند نگاه نکنند».

اعتدال نخ اتصال دانه هاي اين تسبيح يعني حيات اجتماعي است.

حالا مدعيان اعتدال به جاي کارشکني در کار دولت تدبير و اميد لختي به جاي خود بنشينند که ورد زبان ملت ايران در حق دکتر روحاني اين است که :

شبت هميشه ز اقبال روز روشن باد

که روز روشن اقبال تو شب اعداست


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: