کد خبر: ۶۷
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۰:۵۹
نکته: 
این گفت و گو در روزهای پایانی حضور دکتر سید کریم حسینی در سمت معاونت سیاسی اجتماعی استاندار سابق خوزستان با وی صورت گرفته که بازخوانی آن خالی از لطف نیست.

اختصاصی جنوبگان:
اشاره:
دکتر سيدكريم حسيني، معاون سابق سياسي و اجتماعي استاندار خوزستان است. او پيش از اين، معاونت پشتيباني و توسعه منابع انساني استانداري خوزستان، مديرکل پارلماني وزرات بهداشت،درمان و آموزش پزشکي، دبير شوراي نگهبان قانون اساسي در استان خوزستان، معاون بنياد شهيد و ايثارگران انقلاب اسلامي استان خوزستان و فرماندهي بسيج مناطق مختلف اهواز را در کارنامه خود دارد. ضمن اينکه دکتر حسيني سابقه کانديداتوري در مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه اهواز را نيز در سوابق سياسي خود دارد. اين گفت وگو پيشِ روي شماست تا شايد از زبان يکي از نخبگان قوميت ايراني و خوزستاني عرب با توانمندي ها و کاستي هاي فراروي اين هموطنانمان آشنا شده و نمايه مطابق با واقعي در دست داشته باشيم. پوشیده نیست که سید کریم حسینی از کاندیداهای احتمالی انتخابات مجلس آینده در استان است.

به عنوان مقدمه خودتان را معرفي کنيد؟
سيدکريم حسيني، 43 ساله و متولد يکي از روستاهاي اطراف اهواز هستم. تحصيلات ابتدايي، تکميلي و دانشگاهي را در اهواز گذراندم. به جز دو سال براي کار و سمتي که در وزارت بهداشت داشتم، همه سال هاي عمرم را در اهواز بودم.
دکتراي پزشکي دارم. مسئوليت هايي که داشتم يک بخش آن قبل از دانشگاه و يک بخش هم بعد از دانشگاه بود. قبل از دانشگاه عمده مسئوليتي که داشتم در سپاه، بسيج و مساجد شهرستان بود. بعد از فارغ التحصيلي و بعد از سه سال کار پزشکي در يکي از روستاهاي اطراف شهرستان شوش، اولين مسئوليتم معاونت بهداشت و درمان بنياد جانبازان بود، که بعد از يک سال تبديل به بنياد شهيد و امور ايثارگران شد. در سال 1384 مديرکل امور مجلس وزارت بهداشت شدم. بعد از دو سال کار در وزارت بهداشت به استانداري آمدم؛ در استانداري پنجمين سال کاري ام است. ابتدا معاون توسعه مديريت و منابع انساني بودم، یکی دو سالی هم که معاون سياسي و اجتماعي استانداري خوزستان بودم. در اين مدتي که مشغول به کار رسمي هستم، دو، سه، کار ديگر هم به طور غيررسمي انجام مي دهم، يکي تدريس در دانشگاه آزاد و پيام نور اهواز و يکي هم رياست هيأت ورزش روستايي و عشايري استان است.

مردم عرب خوزستان چه احساسي درباره قوميت خود دارند؟
در استان خوزستان برخي از شهرها معروفند به اينکه شهرستان هاي عرب نشين هستند. برخي از آنها ترکيبي از قوميت هاي مختلف و عمده طوايف، عشاير عرب هستند که قدمتشان به سال هاي طولاني مي رسد و مي شود گفت که با تاريخ ايران عجين شده اند. واقعيت اين است که در بين مردم اين باور و احساس که در کشور قوميت درجه دومي از نظر زبان و فرهنگ هستند، وجود ندارد و خودشان را به تمام معني ايراني و جزو کشورمان مي دانند.
اما تحرکاتي از ناحيه برخي جريانات به بهانه عرب بودن، وجود داشته است. يک مورد در ابتداي انقلاب تحت عنوان «خلق عربي» داشتيم که آن هم با توجه به نوپا بودن انقلاب و تحرکات مشابه در ساير استان ها شروع شد. تحرک محدودي بود که با شروع جنگ و مواجهه با آن مرتفع شد. تبليغات انتخاباتي دولت دوم خرداد و تشکيل حزب مشارکت در کشور و شاخه عربي آن در اهواز مجدداً بستري براي بحث هاي تجزيه طلبي و بحث هاي قوميتي ايجاد شد. ما از انقلاب اسلامي به اين طرف، غير از اين دو مرحله که علل خاص خود را داشته است، تحرکات قوميتي نداشتيم.
هرچه ما در بطن اجتماع و بافت اجتماعي مردم پيش برويم، اين احساس کمتر است. يعني اينقدر مراودات و تماس ها و زندگي مردم با همديگر عجين شده که اين احساس که قومي جدا هستيم يا با توجه به همسايگي ما با کشورهاي عربي، به هيچ وجه عرب بودن احساس نمي شود. تحصيلات مردم، زبان اداري و هم زبان محاوره اي مردم فارسي است. مي توان گفت که ارتباط خيلي نزديکي بين قوميت عرب با ساير قوميت ها وجود دارد.
گرچه استان خوزستان چند قوميتي است و گويش ها و زبان هاي مختلف دارد، ولي هيچ وقت بحث قوميت و قوم و زبان جدا داشتن و مسير جدايي را در مردم احساس نمي کنيم. گرايشات قوميتي و تجزيه طلبي را هيچ وقت در مردم، اجتماع و بافت هاي فرهنگي پيدا نمي کنيد. اينقدر تماس ها با هم نزديک و مراودات زياد است که هيچوقت براي مردم اين يا آن قوميت مطرح نمي شود.
اما در مقابل دامن زدن به اين مباحث و تفسير و تحليل ها در بين خواص وجود دارد و شايد يکي از عواملي که در دو مورد از مسائل قوميتي ايجاد شد و باعث تحرک اجتماعي شد، متاسفانه از جانب خواص جامعه بود. اين را در شرايط اجتماعي و سياسي به وجود آمده توسط دولت دوم خرداد مي بينيم.
واقعاً بدون هيچ نگاه سياسي به اين قضيه، عامل اصلي آن فقط و فقط خواص جامعه بودند. بالاخره در هر قوميتي افرادي هستند که مي خواهند اعلام موجوديت کنند و بگويند يک سر و گردن از بقيه بالاترند.حال اگر در ايجاد اين فضا دولت دخيل باشد طبيعي است که قضيه تشديد مي شود.آنچنانکه مي توانم بگويم در دوره اول، يعني اوايل انقلاب، گرايش قوميتي و تجزيه طلبي، پياده نظام نداشته ولي در دوره بعدي پياده نظام پيدا کرد و پياده نظامش را همان تشکيلات سياسي و فرهنگي حزب مشارکت ايجاد کرد و تشکيلات حزب وفاق که دنباله اي از آن است.

به نظر مي رسد که از دوم خرداد و تشکيل لجنه الوفاق در خوزستان، وارد يک فاز جديدي شديم.رسانه هاي غربي و عربي وابسته به وهابيت در اين مورد هم تبليغاتي دارند و هم هدايت مي کنند. طبيعي است که با اتفاقاتي که در داخل استان افتاده، بمب گذاري، ترور و خرابکاري هاي ديگر، اين واقعيت را نبايد ناديده گرفت که برخي از افراد در داخل قوميت هستند که اين استراتژي را دنبال مي کنند. اگرچه در حد اقليت هستند. از اين منظر در اين فاز جديد به نظر مي رسد جريان تجزيه طلبي، شکل ديگري به خود گرفته و در واقع تهديد امنيتي در استان محسوب مي شود. شما اين مقطع را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
يک سري واقعيت هاي انکارناپذير هست، اما به علل و عواملي برمي گردد که به اختصار مي گويم.
درحال حاضر تحرک و خط مشي سياسي در کل جهان عليه تشيع و انقلاب اسلامي وجود دارد و در حال نفوذ در منطقه است که بخشي از توجه به قوميت عرب، ناشي از اين قضيه است. هدف اين خط مشي، تمامِ ايران و انقلاب است. يک بخشي از اين طرح، خوزستان است که به عنوان يک جامعه عرب تمام شيعي و دروازه ورود تشيع بوده است. خوزستان در اين طراحي، دروازه ورود فرهنگ عربي از کشورهاي عربي سُنّي نشين مي تواند باشد.
يک تجربه از کشور عراق براي شما بگويم. ترکيه به شکل وسيعي وارد عراق شده است. در استان بصره 92 شرکت ترک سرمايه گذاري کردند. کنسول ترکيه در بصره در همه مراسم ها شرکت مي کند، ارتباط نزديک با مردم دارد، زبان عربي را ياد گرفته است، حتي در مراسم عزاداري هم، با اينکه شيعه نيست و سُنّي مذهب است، شرکت مي کند!
ترکيه در هر محله اي يک پروژه سنگين انجام مي دهد و در کنار آن براي ساخت يک زمين ورزش کوچک که الان شهرداري ها دارند درست مي کنند، سرمايه گذاري کرده است.
مسئولين عراقي مي گويند الان وضعيت به شکلي شده که محبت و وابستگي به ترکيه در بچه هاي کوچک ما از همين الان دارد شکل مي گيرد. در زمين بازي وقتي مي گويند چه کسي اين را درست کرده، مي گويند ترکيه! حالا پولش را جاي ديگري از عراقي ها گرفته، ولي پرچمش را زده و هدفش را پيش مي برد.کارهاي فرهنگي ديگر را به همين ترتيب پيش مي برد، يعني نفوذش به اين شکل است.به همين خاطر در مذاکرات، شيعيان جنوب و کلاً منطقه جنوب خيلي اصرار دارند که ايران وارد شود.
يکي از دلايل اصلي اصرارشان همين نفوذ ترکيه است. بنابراين يک علت که خوزستان و جامعه عربش مورد هدف قرار گرفته، مربوط به کليت اين تحرک سياسي ضدشيعي است. اما بخش ديگري هم هست که اينها تلاش کردند در تمام قوميت ها، در قوميت بلوچ، کرد و ترک تحرک جدايي طلبي را ايجاد کنند که قوم عرب هم يک بخش از اين طراحي است.
سوم اينکه زمينه هايي هم در جامعه خودمان وجود دارد که آن را ابتدا از جهت ايجابي و مثبت و سپس سوءِاستفادهاي که دشمنان از آن کردند توضيح مي دهم. مهم ترين اين زمينه ها يکي ترکيب جمعيتي از نظر سِنّي و يکي هم وضعيت فرهنگي است.
الان سطح يا ميانگين سِني که در جامعه و خانواده پر جمعيت عرب خوزستان وجود دارد، بسيار جوان است. اين زمينه کمک مي کند به اينکه اگر بخواهند سياست هايشان را اجرا کنند با هدف قرار دادن جامعه جوان و تحت تأثير قرار دادن آن در جامعه عربي نمود پيدا کنند و بهتر عمل کنند و از جوانان يارگيري کنند.
در بُعد فرهنگي بايد گفت جامعه عرب در زمان شاه، از لحاظ فرهنگي، رفاهي و توجه حکومت مرکزي به آنها در سطح بسيار پاييني قرار داشت. واقعاً پيشرفت و رشد فرهنگي و علمي که بعد از انقلاب در بچه هاي عرب به وجود آمد، در هيچ عصري از دوران شاهنشاهي و قبل از آن نبود. به اين واقعيت تمام مردم عرب حتي اگر ضدنظام جمهوري اسلامي هم باشند، اذعان دارند و وضعيت کنوني را نسبت به گذشته مقايسه مي کنند و مي گويند اين رشد علمي را نظام براي ما به وجود آورده است. ما هيچ وقت مورد توجه نظام قبلي نبوديم و هيچ وقت به اين شکل يک جامعه علمي و يک جامعه پيشرفته اي نداشته ايم، حتي از لحاظ رفاهي، رفاه اجتماعي و اقتصادي، بنيه اقتصادي و مالي و مهمتر از آن علمي و فرهنگي در هيچ عصري در اعراب خوزستان اين پيشرفت را نداشتيم و اين را از نظام و انقلاب مي دانند.
در هيچ دوراني حتي زمان دانشجويي که نسل جوان اول انقلاب بوديم، اگر مي پرسيدند در عرب ها چه کسي پزشک است مي توانستيم نام ببريم، چون انگشت شمار بودند، چهار پنج تا بيشتر نبودند. بالاترين مدارج علمي براي جامعه عربِ استان، معلمي بود.
ولي نسل بعد از انقلاب، اگر در دانشگاه اهواز ما دويست دانشجوي پزشکي بوديم، چهل نفر از آنها بچه هاي عرب بودند. رشته هاي مختلف دانشگاه شهيد چمران هم به همين شکل. سطح علمي بالا رفت. در اعضاي هيأت علمي دانشگاه ها درصد بالايي عرب داريم. نگاه مثبت اين است که اين از نظام و از انقلاب است و همه اين را به عنوان نکته مثبتي براي نظام مي دانند.
اين وضعيت آسيب پذيري اين جامعه را هم بيشتر کرده است، چرا که دشمن هم از اين فضا استفاده کرد و جامعه اي عربي که سطح سواد و فرهنگ بالايي را داراست، در اهدافي که مد نظرش بود، به کار گرفت و ديديم که از اساتيد دانشگاه، از دانشجويان و به خصوص معلمان و جامعه آموزش و پرورش پياده نظام گرفت.
يعني فضايي که نظام به وجود آورد و سطح فرهنگي را بالا آورد، ابزاري شد براي دشمنان و قطعاً يکي از جاهايي که دشمنان خوب استفاده کردند جامعه فرهنگي و جامعه علمي عرب بود. ديگر تحليل ها، اقدامات، اهداف و مسير عضوگيري آنها براي پياده نظامشان هم تغيير کرد. در چنين فضايي است که دشمنان با استفاده از ابزارهاي فرهنگي مثلاً شعر و به خصوص شعر عربي که هم قوي است و هم مي تواند نفوذش در جامعه بيشتر باشد، مسائل قوميتي يا حتي بحث وهابيت را مطرح کنند و پيش ببرند.
يکي از دلايلي که در زمان جاهليت، پيامبر(ص) از بلاغت قرآن استفاده کرد، نفوذ زياد شعر در زبان عربي بود. اين ها يکي از ابزار اصليشان در مسائل فرهنگي شعر و خطابه است. در يک مقطعي به طور محسوس گويش عربي مان تغيير کرد. اين براي ما محسوس است که گويش و لهجه عربي ما، لهجه حجازي و عربي فصيح نيست، ولي در آن مقطع با هدايت شبکه هاي ماهوارهاي در بين جوانان اصطلاحات عربي رايج شد و گويش محلي ما که به استان هاي جنوبي عراق مثل بصره نزديک است، تحت تأثير ماهواره ها و ناشي از يک تعصب ساختگي که در بين جوانان عرب ايجاد کردند، تغيير کرد.
حتي در يک مقطعي تغيير اسامي فرزندان را داشتيم، با وجود آنکه هيچ وقت تعصبي در نام گذاري نداشتيم. ولي در سال هاي اخير بحث تغيير نام ها در بين فرزندان به سبک کشورهاي عربي خليج فارس مطرح شد. به هرحال اين فضا به اين شکل ايجاد شده است و لازم است تدابيري برايش به کار گرفته شود که بحث ديگري است.
بنابراين ميانگين سِني جوانان، سطح علمي و زمينه هايي که مسائل جهاني و منطقه اي ايجاد کرد، دست به دست هم دادند که تجزيه طلبي، تشکيلاتي شود.

با توضيحات جنابعالي موافق هستيم، اما واقعيتي که تحقيقات کارشناسي و ميداني آن را تأييد مي کند بسترهاي موجود است که جريان تجزيه طلب يا گرايش مُبلغ وهابيت در آن موج سواري مي کند که از جمله مهمترين آن عقب ماندگي هاي اقتصادي استان است.
اين در حالي است که بودجه عمراني استان خوزستان کم نيست و به هرحال استان خوزستان، استان ثروتمندي است. کما اينکه تجزيه طلبان در تبليغات منفيشان هم مي گويند که ما روي نفت نشسته ايم و وضعيت استان اين است!
مناظري که در حاشيه شهر اهواز و محلات آن ديده مي شود، در مقايسه با ساير استان ها تأسف بار است. اگرچه نمي گوييم مستقلاً انگيزه تجزيه طلبي است، اما دستمايه و بهانه ورود به آن و همراه نمودن جوانان است. به نظر مي رسد يک روند کُند، اگر نگوييم بسيار کُند، خدمترساني وجود دارد.
در حوزه فرهنگي نيز هر چند شما به دخالت منفي جريان اصلاحات در مسائل قومي اشاره کرديد، اما الان هم به نظر مي رسد بعضي از آقايان که در مصدر امور هستند و يا مسئوليت هايي دارند، نگاه تحقيرآميز، نمي گوييم تبعيض آميز دارند. البته در حوزه فرهنگي مسائل ديگري هم هست که عمدتاً در حوزه زبان و يا نارسايي خدمات فرهنگي است.
در زمان دولت آقاي هاشمي و اصلاحات آقايان شهردارها، مي رفتند مثلاً به فرانکفورت و وضعيت شهري آنجا را براي الگوگيري مي ديدند. اما حالا بايد از مسئولين امور شهري خوزستان دعوت کرد تا بيايند مثلاً اصفهان، مشهد، تبريز يا شيراز را ببينند. مشهد واقعاً تغييرات عمده اي کرده که ابتکار مديران شهري است. مديران شهري زحمت مي کشند و کار مي کنند. نمي گويم که اينجا نمي کنند، سؤال اين است که علت آهنگ کند توسعه و خدمت رساني چيست؟ عاملي که بستر انکارنشدني براي دشمنان هست و با استناد به آن مباحث قوميتي و يا تجزيه طلبي را ترويج مي کنند.
بهترين نگاهي که مي شود به استان کرد و بعد درباره وضعيت آن قضاوت کرد، نگاه شماست. چون متأسفانه نگاه به بحث قوميت، يا سياسي و يا امنيتي است، که هر دو اشتباه است. نگاه واقعي نگاه شماست و بهترين تريبوني هم که مي شود من و امثال من با آن صحبت کنيم، تريبون شماست، نه تريبون امنيت و سياست.
نمي گويم که با اين صحبت ها همه مشکلات حل مي شود، ولي واقعيت اين است که ما نبايد دست آنهايي که مي خواهند ضد نظام و کشور کار کنند بهانه بدهيم، ولي تا دلتان بخواهد اين بهانه ها وجود دارد. اين فضا اولين مستمسک براي کساني است که ضدنظام کار مي کنند، مي روند در توده عرب و مي گويند هيچ مسئوليتي به بچه هاي عرب داده نمي شود. ما چه شاخصي داريم براي انتصابات، جز وفاداري به نظام، انقلاب، ولايت، سلامت، سوابق جنگ و همين چيزها. بچه هاي عرب زيادي داريم که لايقند در اين مناصب بنشينند و خوشبختانه اينقدر سمت ها زياد است که جا براي همه هست. مديران امر و کسي که بايد تدبير کند مسائل اين استان را تشخيص نداده است که با ده، بيست مدير عرب در بين صد و چند مدير استان، مي تواند اين بهانه را بگيرد و استان هم از ظرفيت آنان استفاده کند و بتواند به توده عرب بگويد من براي شما جايگاه قايل هستم. مديران عرب اگر بروند در اين مناطق و کار کنند، مي توانند خيلي مؤثر باشند.
وقتي اين کار نمي شود، مسائل پشت سر آن به وجود مي آيد، نگاه به قوميت در وهله اول نگاه امنيتي مي شود. نه در مراجع امنيتي بلکه در مراجع سياسي که يک مسأله اجتماعي ساده و يک مسأله خيلي ابتدايي را سريع امنيتي مي کنند که بتوانند جلويش را بگيرند.
من ابتداي صحبتم هم گفتم که وضعيت موجود را انکار نمي کنم، ولي يک درصد در مقابل نودونه درصد است. محروميت هايي هم که وجود دارد، بهترين بهانه براي آنهايي است که مي خواهند ضدنظام و کشور کار کنند.
به قول شما ما نمي خواهيم از کشورهاي ديگر نمونه بگوييم. بلکه در ساير استان ها و شهرستان ها، اگر چه ما مشکل بيکاري داريم اما فضا براي کار وجود دارد. نکته اي را گفتم که ميانگين تعداد افراد خانوار در خانواده هاي عرب زياد است؛ درست يا نادرست، خانواده عرب حداقل ده، دوازده نفر هستند. هفت، هشت تا بچه دارند. خب اين ها در همين استان مي بينند يک خانواده اي که پدر و مادر با دو تا بچه هستند، پدر و مادر هر دو شاغل، دختر و پسر هم هر دو شاغل! ولي آنها هفت، هشت تا بچه دارند و هيچ کدامشان شاغل نيستند!
پدرشان هم به دليل محروميت و به دليل قصور خودش، عمده شغلي که مي تواند داشته باشد، يک نگهبان ساده است که با ماهي چهارصد، پانصد تومان مي خواهد يک خانواده را بگرداند، اما نمي تواند. مجبور مي شود آن هفت، هشت تا بچه را بسپارد به خيابان! بسپارد به مسائل ناهنجار، تا آنها بروند در آن فضا کار کنند. مي شود به او بگوييم چرا اين قدر بچه آوردي؟! چرا تنظيم خانواده را رعايت نکردي؟ چرا نفرستادي دانشگاه؟ چرا نفرستادي مدرسه؟
بنابراين ما بايد بهانه ها را از دست دشمنان کشور و هم خود عرب ها بگيريم.مطمئن باشيد بيشترين ضربه را از ناحيه تجزيه طلب ها، حزب وفاق ها و خلق عرب ها، همين بچه هاي عرب مي خورند.جالب است ما بچه هاي عربي که در نظام هستيم بيشترين ضربه را از نيروهاي خودي مي خوريم، براي اينکه بايد برايشان ثابت کنيم که ما اين جوري هستيم.منِ مدير عرب اعتقاد دارم بهتر مي توانم براي يک چالش قوميتي تصميم بگيرم. ادعا نيست، اين واقعيت است و براي مسئولين نظام هم ثابت شده است که جاهايي که بچه هاي عرب، آنهايي که امنيتي اند، آنهايي که نظامي اند، آنهايي که انتظامي اند، مدير هستند، بهتر مي توانند ورود کنند.
متاسفانه اين فضا به وجود آمده است، بنابراين راحت نمي شود پيش رفت، راحت نمي شود تصميم گيري و کار کرد. واقعاً ما براي کار کردن مشکل داريم. من مدير عرب واقعاً براي اينکه بتوانم به فکر برطرف کردن اين مشکلات باشم، فضاي کمي براي فعاليت دارم. اعتقادم اين است که اگر بخواهيم با اين ها مقابله کنيم که خيلي اندک هستند و خيلي چالش ها کم است، خيلي راحت از بچه هاي عرب وفادار به نظام در سطوح مديريتي، مي توان استفاده کرد.
اگر مي گوييم در اشتغال بايد به قوميت عرب بيشتر توجه شود، اين را تجزيه طلبي و قوميتي نبينند. جوان عرب بيشتر است پس محله عربي آسيب پذيرتر است و وضعيت بدتري نسبت به ساير مناطق دارد. فضا براي بيان اين مشکلات را چه کسي بايد ايجاد کند تا راحت بتوان مطلب را گفت و منتقل کرد؟ اين فضا الان در استان وجود ندارد. بنابراين چالش ها و مشکلات نه تنها حل نمي شود، بلکه بيشتر هم مي شود.

با توجه به خواست جريان تجزيه طلب خارج کشور که معاند نظام و دشمن همين مردم عرب هستند، مي توان گفت وضعيت فعلي استان موفقيتي براي آنهاست. يعني تا موقعي که بتوانند جريان خدمت رساني را تحت الشعاع مسائل امنيتي قفل کنند، آنها موفق هستند؛ چون همواره اين بهانه برايشان وجود دارد. براي مردم اينها بهانه نيست، مطالبات به حق آنهاست که مسئولين بايد به اينها پاسخ دهند. اما سؤال اين است که آيا اين گره در استان باز مي شود يا بايد يک مجموعه اي در مرکز راجع به اين موضوع تصميم بگيرند؟
از هر دو طرف. به عنوان يک پروژه اي خارج از پروژه هاي عادي بايد برايش برنامه ريزي کنيم. اگر مي خواهيم اين بهانه ها را از دست دشمن بگيريم، بايد برنامه ويژه اي برايش داشته باشيم. الان نسبت به آن نقطه اي که بايد باشيم، چند گام عقب هستيم. اگر حرکت طبيعي را ادامه دهيم، آن نقطه هم حرکت مي کند و ما پشت سرش با همان گام ها راه را ادامه مي دهيم. بنابراين وقتي آن نقطه مثلاً با يک سرعت ده کيلومتري حرکت مي کند، ما بايد با يک سرعت بيست کيلومتري حرکت کنيم تا سريع برسيم به آن نقطه و بعد از آن حرکت عادي را دنبال کنيم.
الان گراني بهانه براي همه است، به طور خاص جريان تجزيه طلب و خلق عرب نمي تواند اين را براي جامعه عرب يک بهانه بگيرند. همه جا گراني هست، اينجا هم هست. ولي اين محروميت ها و اين اوضاع و احوالي که از نظر خدمات شهري هست، اين مي تواند بهانه باشد. يعني بايستي يک برنامه با اعتبار و سرعت ويژه ديده شود که بخشي از آن به استان و بخشي به مرکز بر مي گردد.
ما اين همه ستاد و کميته تشکيل مي دهيم، يک کميته ويژه هم براي رفع محروميت استان تشکيل بدهيم. من 5 سال است که در استانداري، معاون هستم، توي سرم مي زنم براي يک محله اي که عربي است و تبليغات وهابيت در آن زياد است، منطقه وسيعي هم نيست که مشکل فاضلاب اين منطقه حل شود. هنوز حل نشده است. يک زمين ورزشي، يک پارک محلي نتوانسته ايم براي اينها ايجاد کنيم. وضع برق، خيابان بندي نامناسب است، اين يک منطقه کوچک است که ما با اين سمت ها نتوانستيم براي آن کاري بکنيم!
مي روم پيش مدير آب و فاضلاب، مي گويد اعتبار نيست، به کارگرانم نتوانستم حقوق بدهم. شهرداري طور ديگري مي گويد، چهار پنج ماه است حقوق نداده ام، همه مناطق مشکل دارند، اينجا را رسيدگي کنم، فلان محله را چه کار کنم!
بنابراين با شرايط عادي و با آهنگ حرکت عادي نمي توانيم مشکل را حل کنيم.
يک کميته اي بايد از استان و مرکز، بگويد من اين قدر مي خواهم اعتبار بگذارم و با اين جدول زماني حرکت کنم، تا حداقل ها را ايجاد کنم؛ تنها راه اين است که شرايط ويژه اي ايجاد کنيم. ارزش هم دارد، نقطه آسيب پذيري ماست، استان خوزستان منبع اقتصادي کشور است، تنوع قوميتي بيشتر است، مرز کشورمان است، جمعيت بالايي دارد، اين شرايط وجود دارد. گرچه بحث و مصاحبه مان درباره جامعه عرب است اجازه مي خواهم گريزي هم بزنم.
چون مسئوليت استاني دارم عرض مي کنم اگر براي انديکا، لالي و مسجد سليمان هم تدبير ويژه اي نداشته باشيم، اگر اينجا بحث تجزيه طلبي عربي است، آنجا هم بحث هاي باستاني، هخامنشي، زرتشتي دارد رواج پيدا مي کند، براي اينکه دارند با محروميت زندگي مي کنند. با بودجه عادي استان و با اعتبار عادي مشکلات حل نمي شود. آنجا هم نتوانستيم تدبيري داشته باشيم و اوضاع و احوال مانند اينجاست.

بحث اينجاست اگر کميته ويژه اي هم تشکيل شود و اولويت بندي کنند و به توافق برسند که آهنگ خدمت را افزايش دهند، اما اگر اين نگاه وجود داشته باشد که مدير عرب کنار گذاشته شود و يا حساسيت هايي راجع به بکارگيري اين مجموعه داشته باشند، به نظر مي رسد باز بودجه ها مي رود همان جايي که نبايد برود. اين نگاه که در نظام و دولت وجود ندارد، اما احساس مي شود بعضي از آقاياني که در استان نشسته اند، براي اين که بعضي از کم کاري هاي خودشان را توجيه کنند، اين مسأله امنيتي را عمده مي کنند، يعني تجزيه طلبي را بهانه کرده اند.
بله، فضاي امنيتي نادرست ايجاد شده است. براي نمونه درباره غلط بودن اين ديدگاه يک مثال مي زنم؛ يک مشکل برق در کوي علوي داشتيم، مثل شهرهاي عراق است، اينقدر که سيم انداختند. گفتند آقا اگر برويم، حمله مي کنند، اسلحه مي کشند، تيراندازي مي کنند! از مدير برق سؤال شد که در منطقه علوي وقتي شبکه برق را اصلاح کرديد چه کار کردند؟
گفت شايد در ساير مناطق مشکلي داشتيم، ولي در آن منطقه نه تنها هيچ مشکلي نداشتيم، بلکه مردم مي آمدند تشکر مي کردند و با آب و چايي از مأموران ما پذيرايي مي کردند. نشد آنجا يک مأمور پاسگاه خبر بکنيم.فضا اين قدر سنگين شده که در بعضي از تاريخ ها و مناسبت ها، مي گويند نمي شود وارد آنجا شد، در حالي که اينجوري نيست. مي گوييم چرا مشکل برق هست، چرا وضعيت فاضلاب اينجوري است مي گويند ما نمي توانيم وارد بشويم... .

با يکي دو نفر از آقايان رؤساي عشيره بني طرف و عبيداوي صحبت کرديم و يک مسأله را در مورد زمين هايشان مطرح کردند که تقريباً از آن نقطه تا مرز، اداره کل منابع طبيعي روي حدود هفت کيلومتر از زمين هاي عبيداوي دست گذاشته است. نگراني اين بود که مي توانند از اين زمين ها استفاده کنند، اما جلويش گرفته شده است، در حالي که اين زمين ها سند دارد و متعلق به آنهاست.
بهترين نقاط کشاورزي ما در بخش غربي استان در منطقه هويزه است. براي اينکه اينها همه هور بوده و زمين هاي مستعدي هستند، قبلاً هم يک مشکل داشتيم که در يک نقطه آن طرف هويزه مردم سي تا روستا نمي توانستند به آنجا بروند، چون منطقه نظامي بود. ما دو سه سال پيش آيت الله موسوي جزايري، نماينده ولي فقيه در استان را وارد کرديم، ايشان مرتب مي آمد نقشه ها را مي آورد تا اينکه اين مناطق را از مناطق ممنوعه نظامي خارج بکند.چند سال است جنگ تمام شده؟ بيست وپنج سال است جنگ تمام شده هنوز نتوانسته اند برگردند. دو سه سال است که توانستند وارد بخشي از زمين ها بشوند.مي دانيد که مناطق حاشيه اي اهواز از زمان جنگ ايجاد شد. اهواز که اين جوري نبود، همه آمدند در اين نقاط ملاشيه، عين دو و... که الان نقاط جرم خيز و مشکل ساز در بحث تجزيه طلبي شده اند.
مي گويند در صورت دادن زمين ها خيلي هايشان که بر نمي گردند، نخير، بر مي گردند. شصت درصدشان برمي گردند، چهل درصدشان هم اينجا بمانند. آن شصت درصد مي توانند برگردند به روستاهايشان و به کار کشاورزي مشغول شوند.آن تسهيلاتي که به روستاهاي کشور داده مي شود، اگر به اينجا داده شود مردم همه مي روند در روستاها ساکن مي شوند.يا آب را آنقدر محدود مي کنيم و نمي گذاريم برسد به زمين ها که کشاورزي از رونق مي افتد و بيکار مي مانند، مي آيند در حاشيه شهر و دست به کارهاي ناهنجار مي زند، اين را بايد تدبير کرد. در زمينه گردشگري بهترين نقاط را داريم، اگر در اهواز دماي پنجاه درجه داريم، با دو ساعت فاصله با اهواز، دما کمتر از بيست وپنج درجه است که در آن مناطقي مثل شانديز مشهد، دماوند و فشم تهران، مي توانيم احداث کنيم.
در اين مناطق کار نشده، مردم آنجا قانع هستند و در فضاي سي چهل سال گذشته کار مي کنند. نفري ده بيست گوسفند و بز و چند درخت دارند.کسي نرفته دستشان را بگيرد و بگويد آقاي کشاورز تو اينقدر زمين داري با اين آب و هوايي که داري، درخت مرکباتي که در اهواز مي سوزد و اصلاً در نمي آيد، بکار. در ايذه، باغملک، لالي بهترين انجير، انار و انگور را مي توان کاشت.
متوليان بيايند دست کشاورز را بگيرند و بگويند صد تا نهال رايگان مي دهم تو بکار. اين قدر هم آب داري، آبياري کن. اين فردا هزار نهال مي شود، اگر ده نفر در اين کار رفتند، صد نفر دنبالشان مي آيد.
اين اراده و اين عزم در مسئولين ما بايد به وجود بيايد. سخت است، نه والله سخت نيست. نمي شود کار کرد، والله خيلي خوب مي شود کار کرد، با همين اعتبارات و با همين اوضاع و احوال با يک تسريع در کار مي شود. ببينيد گاهي اوقات آدم مي گويد نمي شود کار کرد، دست روي دست مي گذارد وکارهاي روتين را انجام مي دهد، ولي من خودم ديدم فضا براي کار وجود دارد. اين را من به عنوان يک مسئول در نظام مي گويم، فضا براي کار وجود دارد، اما اعتبارات بدون تدبير، بدون برنامه و مديريت دارد هزينه مي شود؛ من نمي گويم اينجا مدير عرب بگذاريد، من مي گويم فکر بزرگ بگذاريد. در خيلي از مديريت هاي استان فکر کوچک دارد حکومت مي کند. وقتي فکر کوچک باشد نمي تواند برنامه داشته باشد و مشکلات را حل کند.

اگر در حوزه سياسي اجتماعي مطلب خاصي داريد بفرماييد.
با توجه به سمت و مسئوليتي که دارم و با توجه به واقعيت هايي که مي بينم، بحمدالله هم مي توانم ادعا کنم که شخصي اجتماعي هستم تا سياسي. خيلي از مسائل اجتماعي ما قابل مديريت، تدبير و حل است. اتفاقاً در خوزستان اين تنوعي که در قوميت ها و فضاهاي اجتماعي داريم، بدون اينکه شعار بدهم، يک فرصت خوبي است.
اين فضاي موجود را به عنوان يک فرصت براي نظام، انقلاب و براي کشور بدانيم.
خوشبختانه در فضاي خوزستان، اگر فکرهاي بزرگي بيايند و کار کنند و تدبير کنند، خيلي خوب مي شود کار کرد. اگر خودمان را در چالش هاي کوچک و بحث هاي خيلي سطح پايين گرفتار نکنيم.
بحث قوميت فقط از آن جنبه که مشکلات آنها را حل کرد و به آنها رسيد، بايد مطرح شود،نه اينکه ابزاري شود براي کنار زدن، برچسب زدن، کار نکردن و...
بايد موضوع قوميت را آنقدر کم رنگ کنيم که مدير بيايد با يک نگاه ملي، با يک نگاه خيلي بالاتر به امور نگاه کند.بنابراين ما سعيمان اين است که در حوزه سياسي اجتماعي اين فضاي موجود،که مي توان گفت يکي از دسيسه هاي دشمنان هم اين است که اين را پر رنگ کنند، آن را کمرنگ کنيم.از اين طريق قطعاً خيلي از مشکلات حل شدني است. ما مشکلاتي بيش از اين را توانستيم مديريت کنيم. بهترين فضا را در هشت سال دفاع مقدس در بين قوميت ها داشتيم، هم در سپردن مديريت ها به دست افراد، هم در نقش قوميت ها در اهداف انقلاب، هم در بر طرف کردن مشکلات و مديريت چالش ها خوب عمل کرديم.اين بهترين تجربه، بهترين نوع نگاه بوده که مي توانيم از آن براي مقطع کنوني انشاءالله استفاده کنيم. واقعيت اين است که در اين قوميت چنان نکات برجسته اي وجود دارد که مي توان بهترين تعامل را با آن داشت.شما محرم و صفر بياييد اينجا، نمي گويم در شهر بگرديد، در روستاها و محلات صرفاً عرب، چنان فضايي است که هيچ جاي کشور نمي بينيد.
در تمام سر در خانه ها پرچم هاي سياه يا حسين، يا مهدي آويزان است.با اين وضع اقتصادي، در خانه اي گلي نشسته ولي براي محرم ده شب با سفره هاي آنچناني غذا مي دهند، محب اهل بيت هستند. اخلاصشان نسبت به نظام نيز مثال زدني است.
چنان ولايي و وفادار به آقا و نظام، در زمان امام به امام و الان هم به آقا، که بي نظير يا خيلي کم نظير است. اينها نکات مثبتي است که ارزش دارد برايشان کار کنيم و به آنها توجه کنيم، هم روي سلامتشان مي توانيم حساب باز کنيم.
به هر حال انشاءالله ما بتوانيم کار کنيم؛ گرچه اين را هم منکر نبايد بشويم، آن توجه و رشدي که در رفاه اقتصادي و سطح علمي جامعه عرب دارد در هيچ نظامي قبل از انقلاب نبوده و حتي نسبت به قوميت هاي ديگر در استان وضع مالي عرب ها بعد از انقلاب نسبت به ساير قوميت ها خيلي بهتر شده است. ولي الان چون نقطه آسيب پذيرمان هستند، بايد توجه بيشتري شود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: