کد خبر: ۷۳
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۳
او به روزهاي تلخ و شيرين خوزستان با امپراتوري های نفتی که همچون يک دولت در سرزمين مادري ما حکومت مي‌کردند اشاره دارد

مجتبي گهستوني:

اشاره:

علي يعقوبي نژاد پس از دو دهه با انتشار کتاب «بوي نفت ميآيد، انگليسيها آمدند!» با بررسي حوزه هاي نفتي در خوزستان در نمايشگاه بين المللي کتاب که در حال برگزاري است شرکت دارد.

جديدترين اثر او که يادآور وقايع و روزهاي تلخ و شيرين مردم ايران و به ويژه خوزستان با امپراتوري کنسرسيوم شرکتهاي بينالمللي نفت که همچون يک دولت در سرزمين مادري ما حکومت ميکردند اشاره دارد به رويدادهاي بعد از کودتاي 28 مرداد 1332 تا انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي عراق عليه ايران و بمباران تأسيسات نفتي.

اين کتاب به تعبيري ادامه کتاب پيشين «رئيس نفت» است که فصل آخر آن با خروج آخرين کارکنان انگليسي از جزيره آبادان در زمان خلع يد خاتمه پيداکرده بود و با کودتاي 28 مرداد به طور مجدد به ايران آمدند،آغاز مي شود.

از سويي ديگر کتاب «بوي نفت مي آيد! انگليسي ها آمدند!» به لزوم خودباوري ملي ودفاع از آرمان ها وارزشهاي والاي حاکم بر جامعه به ويژه به هنگام جنگ تحميلي عراق عليه ايران که منجر به انهدام بسياري ار تأسيسات و منابع نفتي ايران در جنوب و پايانه صادراتي جزيره خارگ اشاره هايي دارد.

سيد علي صالحي در نوشتاري کوتاه که بر کتاب رئيس نفت نوشته است که « اين رساله تحقيقي» علمي و تاريخي ، يکي از بي نظيرترين آثاريست که تاکنون خوانده ام. حقا که مولف و صاحب اين اثر گران سنگ، نديده براي من عظمتي ويژه دارد. آشکار است که عشق کار خود کرده است.»

اما در کتاب بوي نفت ميآيد، انگليسيها آمدند، خسرو معتضد مورخ و محقق در بخشي از پيشگفتار اين کتاب اشاره مي کند که «علي يعقوبي نژاد خوزستاني است. از خردسالي و جواني خود شاهد رويدادهاي بزرگ و کوچک در ارتباط با صنعت نفت بوده و به همين دليل کتاب هايش تا اين حد شيرين و خواندني و ملموس به واقعيت است.» البته اين صاحب نظر در زمينه تاريخ در بخش ديگري از پيشگفتار خود برا اين اثر مي نويسد: «من بر اين انديشه ام که خواننده کتاب وقتي اين کتاب را به پايان مي رساند خشنود و راضي خواهد بود که به مطالبي جالب و جامع در زمينه تاريخ نفت، طلاي سياه، ثروت خدادادي ميهنش آگاهي يافته است.»

با توجه به اينکه کتاب «رئيس نفت» و «بوي نفت ميآيد، انگليسيها آمدند!» منبع و مأخذي مکتوب در باب تاريخ عملياتي نفت در جنوب غربي ايران و حوزههاي نفتي در خوزستان است به ديدار علي يعقوبي نژاد که در اهواز زندگي مي کند رفتم تا با او گفت و گويي داشته باشم.

نوشتن را خودخواسته شروع کرديد يا نوع مسئوليت شما باعث شد که بنويسيد؟ منظور نوشتن هايي است که منجر به انتشار دو کتاب موفق شد.

من وقتي مي خواهم بنويسم ساختار آن نوشته را در ذهنم آماده و طراحي مي کنم. مثلاً وقتي اولين جمله کتاب بوي نفت مي آيد را نوشتم اينگونه شروع کردم: «و آمدند». اين واژه را بي مطالعه ننوشته ام. براي آن فکر کردم. وقتي مي گويم «و آمدند» به اين خاطر است که در کتاب قبلي از «رفتن» گفته بوديم. نوشتن کتاب تاريخي مثل شعر گفتن نيست که شاعر بر اساس يک سري احساسات و هيجانات شروع به سرايش مي کند. ما در چنين نوشتارهايي متعهد هستيم.

شما ذاتا نويسنده هستيد يا به واسطه حضورتان در صنعت نفت گرايش به نوشتن پيدا کرديد؟

من از کودکي و به خصوص در دوران دبستان هر شب ساعت ده به برنامه داستان شب راديو ايران گوش مي دادم. داستان را دوست داشتم. در همان دوران نشرياتي مثل کيهان بچه ها و اطلاعات کودکان را پنج ريال مي خريديم و مطالعه مي کردم و داستان هايي مثل بيست هزار فرسنگ زير دريا و آدمک چوبي که بعدها پينوکيو شد را مطالعه مي کردم. يک برنامه اي از راديو پخش مي شد که بيشتر به ادبيات شعري مي پرداخت و هر هفته اين برنامه با اين شعر از سعدي شروع مي شد:

به چه کار آيد ز گل طبقي

از گلستان من ببر ورقي

گل همين چند روز شش باشد

اين گلستان هميشه خوش باشد

من با اين برنامه هاي راديو از اين شعر خوشم آمد و به همين دليل از کتاب فروشي بوستان در خيابان کاوه کتاب گلستان سعدي را خريدم. اين کتاب را هنوز هم دارم. اين کتاب فروشي، کتاب هم کرايه مي داد که گاهي خودم کتاب هايي کرايه مي گرفتم.

تابستان ها که بيکار بودم و ظهرها هم خواب نداشتيم هم در گرماي تابستان در حوض منزل شنا مي کرديم و هم در زير راه پله خانه مان که در خيابان داريوش اهواز قرار داشت مي نشستم و کتاب گلستان سعدي را مي خواندم. خواندن اين کتاب به انشاء نويسي من خيلي کمک مي کرد که يادم مي آيد انشاء کلاس ششم را 19 گرفتم و معدل مرا هم بالا برد.

براي نوشتن و افزايش تجربيات خود تا چه حد به سفر نه در قالب ماموريت بلکه براي دست يافتن به شناخت هرچه بيشتر اقدام مي کنيد؟

يکي از موارد مورد علاقه من است. من تقريباً در تمام مناطق نفتي کار کرده ام. در بخش هايي هم که کار نکردم مراجعه کرده ام و از نزديک با آن آشنا شده ام. آرشيو بسيار مفصلي از عکس هايي که مربوط به صنعت نفت است دارم که در هر دو کتاب خود از اين عکس ها استفاده کرده ام.

در مسير که مي آمديم تا با شما مصاحبه کنم با ايوب بختياري کارگردان تاتر مواجه شدم آشنا شدم که با الهام از کتاب اول شما ـ رييس نفت ـ نمايشنامه اي با عنوان پرندگان به مسجدسليمان مي روند تا بميرند نوشته و اجرا کرد. حال اين پرسش برايم بوجود آمد که چرا در کتاب هايي که به تاريخ نفت پرداخت مي شود کمتر به حوزه فرهنگ و هنر و تاثير پذيري آن از نفت اشاره مي شود؟

در بخش هايي از هر دو کتابم به نام هاي «رئيس نفت» و «بوي نفت مي آيد انگليسي ها آمدند» به حوزه فرهنگ پرداخته ام.

در کتاب رئيس نفت به قوميت هاي خوزستان و نحوه زندگي آنها اشاره کرده ام. منتها مستقيم وارد جزئيات نشدم و بخشي از پرداختن به اين قوميت ها را به خواننده واگذار کردم.

در قراردادي که با شرکت سابق نفت با بختياري منعقد شد از فرهنگ بختياري ها اشاره کرده ام. گفته ام که بخيتاري ها زيرک بودند و با ذکاوتي که داشتند نمي گذاشتند که حقوق آن قوم از بين برود. در کتاب بوي نفت مي آيد انگليسي ها آمدند که مکمل کتاب رئيس نفت است هم به حوزه فرهنگ در مناطق نفتخيز اشاره کرده ام.

در اين کتاب يک فصل به ناخدا فرحان اشاره دارد. در اين فصل به تعهد جامعه روستايي به مملکت، مباني مذهبي و حقوق ايرانيت پرداخته ام. نقدي هم زده ام و گفتم به روشنفکراني که در تهران نشسته اند و مدام مي گويند چي شد و چي نشد توجه نکنيد. يک روستايي سرزمين خود را بهتر از هر روشنفکر ديگري مي شناسد.

به طور مثال وقتي جنگ شد و بسيج عمومي اعلان شد از اقصي نقاط ايران و به خصوص روستاها افرادي هجوم آوردند تا در جبهه ها حضور يافتند تا از آب و خاک کشورشان دفاع کنند.

البته در خوزستان، هم استاني هاي ما دفاع اوليه را داشتند و در خرمشهر حماسه خلق کردند و مانع تصرف آبادان شدند. من اين موارد را به صورت يک رمان تاريخي مطرح کردم. در آخرين فصل بوي نفت، از ناخدا فرحان که يدک کش کشتي بود نام بردم و از عشق و پايداري او که مي خواست مملکت را حفظ کند نام بردم. من اينگونه به تعهدات قومي و فرهنگي موضوع پرداختم.

البته بيشترين اشاره من به جنبه هاي هنري بود. مثل شکل گيري جنبش هاي هنري، برگزاري کنسرت ها، توليد آثار صوتي و نمايشي، انتشار کتاب و روزنامه ها که توليد آنها متاثر از صنعت نفت بود که البته به صورت جزيي در هر دو کتاب شما اشاره شده است. آيا در آثار بعدي شما جزيي تر به اين موضوع نمي پردازيد؟

البته به نام مراکز فرهنگي متاثر از صنعت نفت در هر دو کتاب اشاره کرده ام و عکس هايي منتشر نموده ام. البته وارد جزئيات نشده ام. اکنون به دو دانشجو رشته ادبيات و تاريخ که راجع به کتب و مقالات نوشته شده متاثر از صنعت نفت تحقيق مي نمايند؛کمک مي کنم.

هدف اين است که به تاثير نفت در ادبيات داستاني بپردازيم.

مثلاً مرحوم جلال آل احمد در کتاب «خارک دُرِ يتيم» سفرنامه اي نوشته که به يک منطقه نفتي اشاره دارد. يا مرحوم اسماعيل فصيح داستان هايش در فضاهايي مثل اداره آموزش خرمکوشک يا دانشکده نفت آبادان، بريم و فروشگاه الفي و... اتفاق مي افتد. اما کتاب من تاريخي است و در فضاهاي عملياتي سير مي کند. با توجه به علاقه خودم به هنر تلاش مي کنم در دو کتاب آينده بيشتر به مکان هاي هنري و توليدات متاثر از نفت بپردازم.

در هر دو کتاب شما، بُن مايه هاي داستاني بسيار مشهود است و نويسنده بسيار روان مشاهدات و اتفاق هاي رخ داده در حوزه نفت را روايت مي کند. آيا شما عمداً به روايت صرف داستاني نپرداختيد يا اينکه با سبک هيستوريکال رمانس (رمان تاريخي) راحت تر بوديد؟

سبک من هيستوريکال رمانس (رمان تاريخي) است که تاريخ را در ژانر ادبي روايت مي کنم. اگر فصول هر دو کتاب را نگاه کنيد قطعاً با يک کتاب تاريخ نفت مواجه هستيد ولي وقتي کتاب را مطالعه مي کنيد فکر خواهيد کرد که بخشي از يک رمان را مطالعه مي نماييد.

با اينکه من دو فوق ليسانس مديريت اجرايي با گرايش توليد و عمليات از دانشگاه آزاد اسلامي و ديگري رشته مديريت بازرگاني با گرايش سازماندهي از دانشگاه صنعت نفت دارم اما دو ليسانس دارم که يکي از آنها ليسانس ادبيات و زبان انگليسي است که نشان مي دهد با ادبيات آشنا هستم.

البته در کتابخانه شخصي خود تقريباً آثار تمام نويسندگان کلاسيک حال و گذشته را داشته و مطالعه کرده ام.

به همين دليل علاقه شخصي من بود که اتفاق هاي رخ داده در حوزه تاريخ نفت را با کمک از ادبيات بيان کنم. اين موضوع به من کمک کرده تا اين شيوه و روش را ايجاد کنم. بعضي ها مي گويند ژانرو، فرانسوي ها مي گويند ژانقو، بعضي ها هم ژانر مي گويند که من سعي کردم با اين شيوه يک نوع ادبيات نفتي را ارائه بدهم. که البته افرادي مثل اسماعيل فصيح قبلن اين کار را هم کرده اند.

نفت باعث شده تا ادبيات خاص به خود را شکل بدهد. از ابتداي کشف نفت در ايران که با مسجدسليمان آغاز شد هزاران فرد در اين صنعت شاغل بوده اند و الان هم بيش از 130 هزار نفر در اين صنعت اشتغال دارند. به همين دليل اين افراد و خانواده هايشان به لحاظ خلق و خوي متاثر از رفتار سازماني حاکم در صنعت نفت شده اند که البته کوشش هايي مي شود فرهنگ و سنت ايراني حفظ شود. همين موضوع در هنر هم تاثير گذاشته است.

البته در آثار نويسندگاني مثل احمد محمود، احمد آقايي و احمد بيگدلي نيم نگاهي به صنعت نفت و اتفاقات پيرامون آن شده است. آيا اين آثار مي تواند منسوب به ادبيات نفتي باشد؟

بله، در کتاب هاي نويسندگاني که شما اشاره کرديد و من نمونه هايي از آن را خوانده ام با داستان هايي مواجه شدم که متاثر از نفت بوده اند که همان ادبيات نفتي محسوب مي شود.

با توجه به اينکه هر دو کتاب شما الهام گرفته از فضايي داستاني است و در اين قالب تخيل به کمک نويسنده مي آيد آيا شما در بيان رويدادهاي تاريخي از تخيل پرهيز داشتيد؟

دقيقاً همينطور است. من رويدادي تاريخي را بازگو مي کنم که بخش تخيل به کار نمي آيد. اما درکتاب بوي نفت مي آيد درباره کاراکتر ناخدا فرحان که يک ايراني بود و با سه چهار يدک کش نفتي، کشتي هاي نفتکش خارجي را به اسکله هدايت مي کرد رويدادي را منعکس کردم که اين شيوه هدايت کشتي ها به اسکله باعث شد از تخيل هاي داستاني که مبتني بر واقعيت بود استفاده کنم.

خود شاهد همه ماجراهاي بيان شده در دو کتاب رئيس نفت و بوي نفت مي آيد بوديد يا اينکه بر اساس شنيده ها و مستندات به نگارش پرداخته ايد؟

بخشي از اين رويدادها را به شخصه شاهد بوده ام. من صحنه هاي زيادي را در مناطق عملياتي مشاهده کردم. در کتاب آخر، عکسي از ضيافتي با حضور دکتر لينک به پاس توليد شش هزار بشکه نفت و انتقال آن با لوله از طريق کشتي منتشر کردم که من البته به جنبه هاي ديگر اين جشن پرداختم. آنجا گفته ام اين مديران شرکت نفت در حالي نوشيدني خنک مي خورند که آب يخ جاشوها تا ظهر تمام مي شود و ناچار مي شوند که آب گرم بخورند. بخشي از اتفاق هاي بيان شده هم در مقطعي بوقوع پيوسته که من حضور نداشته ام يا در سال هاي قبل رخ داده است.

براي شما که شاغل در صنعت نفت هستيد و در اين حوزه هم قلم مي زنيد و محتوي کتاب هاي شما هم تاريخي و مبتني بر اسناد و مدارک است، دستيابي به اسناد و مدارک چگونه است؟

بله سخت است. اما چون علاقمند بودم پيگير اين اسناد مي شدم. قبل از انقلاب در اختيار گرفتن اسناد و مدارک راحت تر بود. در آن زمان دکتر فرير که مورخ شرکت bp بود و دو کتاب نوشته و موقعي که مي خواستم رئيس نفت را بنويسم ايشان کتابي نوشته بود و من جلد اولش را گرفته و با وي مکاتبه کردم. کتاب رئيس نفت با اينکه ضد انگليسي بود از دکتر فرير درخواست کردم که از عکس هاي کتابش در اختيارم بگذارد. ايشان علاوه بر اينکه تعدادي عکس فرستاد از اتجام اين مطالعات و نگارش کتاب رئيس نفت تشکر کرد. اما هرچه درباره جيکاک پيگيري نموده و حتي مکاتبه کردم که عکس و اطاعات جزيي دريافت کم اما کسي دراختيار ما نگذاشت. چون ايشان عضو انتليجنت سرويس بود و من در کتاب بوي نفت مي آيد در فصل آشيرعلي و جيکاک صفحاتي را به اين افراد اختصاص دادم .

به گفته محققاني که بر روي آثار شما تاملي داشته اند روايت شفاهي شما از تاريخ تفت متاثر از مشاهداتي است که داشته ايد. چاشني علمي اين مشاهدات چه بوده که باعث ماندگاري اين آثار شده است؟

واقعيت ها که در قالب ساختار ادبيات وقايع نگاري بيان شده چاشني مشاهدات بوده است.

با وجود اينکه نفت تاکنون دستمايه آثار بسياري از نويسندگان قرار گرفته است آيا همچنان بخش هاي ناگفته اي از اين صنعت وجود دارد که بازگو نشده است؟

طبعا ناگفته هاي بسياري هنوز وجود دارد که نياز به بازنگري و تجزيه و تحليل دارد. براي مثال درآمد دولت ظرف 8 سال گذشته معادل چند برابر درآمد مملکت از آغاز توليد نفت تا سال 1384 بوده است.

صنعت شهرهايي مانند هفتکل، نفت سفيد و مسجدسليمان در روايت تاريخي شما از نفت چگونه انعکاس يافته اند. آيا وضعيت امروز اين شهرها را مي شد از قبل پيش بيني کرد؟

راجع به تک تک اين شهرها هم در کتاب رئيس نفت و هم در کتاب بوي نفت مي آيد مطالبي نوشته ام بخصوص راجع به مسجدسليمان. وضعيت اين شهرها را با پيش بيني سالانه اي که از کاهش توليد تهيه مي شد قابل پيش بيني بود. طبعا» با کاهش توليد کاهش نيروي انساني و به طبع آن کاهش تسهيلات و رونق شهري را بدنبال خواهد داشت.

عده اي نفت را بلاي سياه مي نامند، گويا توسعه استان هاي نفتي قرباني توسعه ميادين نفتي شده، عقيده شما چيست؟

نفت سرمايه ملي است اگر اين ثروت در جهت ايجاد صنايع زير بنائي آن استفاده شود طبعا نفت براي مملکت رحمت خواهد بود.

چرا علي رغم حيات يک قرني نفت در کالبد سياسي و تاريخي استان خوزستان، پشتوانه هاي تحقيقاتي و علمي کمي براي محققان وجود دارد و آثار شما البته استثنا محسوب مي شوند؟

براي اينکه همه براي مصرف نفت تلاش مي کردند و بدنبال اين بودند که کسي شب در بزند و سهم نفت را بيارد دم خانه.

سرنوشت نفت و مناطق نفتي در صد سال ديگر را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

به کشور ايران اگر خوشبينانه نگاه کنيم تا حدود هفتاد سال ديگر نفت و تا 80 سال ديگر گاز خواهد داشت. بايد از اين فرصت ها استفاده کنيم و اقتصاد مملکت را از اتکا به نفت جدا کنيم تا بتوانيم صنعت نفت را که دچار تب هلندي شده وبخش عظيمي از درآمد ارزي را صرف بودجه جاري مملکت مي کند شفا بدهيم.

و سرانجام آخرين کتاب شما چه موضوعي دارد؟

درباره ميادين نفتي غرب رودخانه کارون است. اسم کتاب «نفت در خاک خون آلود» است.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: